فیلم آموزش زبان انگلیسی | یادگیری زبان | آموزش رایگان انگلیسی
افعال دو قسمتی (دو کلمه ای) در زبان انگلیسی

افعال دو قسمتی (دو کلمه ای) در زبان انگلیسی

افعال دو قسمتی در زبان انگلیسی

همان‌طور که می‌دانید واژه phrase در زبان انگلیسی به معنی گروهی از واژه‌ها است. معمولا از یک فعل اصلی به همراه یک یا دو Particle (حرف اضافه یا قید) ساخته می‌شوند ولی در معنی تفاوت زیادی با فعل اصلی دارند. به این گونه افعال افعال مرکب یا افعال چند بخشی (Phrasal Verbs) می گویند. افعال دو قسمتی به دو دسته افعال جداشدنی و جدانشدنی تقسیم می شوند. در ادامه به بررسی افعال جداشدنی و جدانشدنی در انگلیسی خواهیم پرداخت.

میتوان گفت بخش زیادی از مکالمه های روزانه انگلیسی ها از طریق افعال دو قسمتی صورت میگیرد.

افعال جداشدنی و جدانشدنی در انگلیسی:

افعال جداشدنی(separable) در انگلیسی:

اگر مفعول به صورت اسم باشد آن اسم می تواند هم قبل از حروف اضافه و هم بعد از حرف اضافه قرار گیرد ولی اگر مفعول به صورت ضمیر مفعولی (مثل him, her, the, us…) باشد حتما باید آن را قبل از حرف اضافه بکار برده شود. برای مثال دو فعل switch on و take off به صورت‌های زیر می‌توانند استفاده شوند:

Please switch on the lights

یا

Please switch the lights on

لطفا چراغ ها رو روشن کن.

در جمله بالا چون مفعول به صورت اسم است می تواند هم بعد از حروف اضافه و هم قبل از ان قرار گیرد.

When I get home, I took off my clothes

یا

When I get home, I took my clothes off

زمانیکه رسیدم خونه لباس هایم رو در آوردم.

افعال جدا نشدنی(inseparable) در انگلیسی:

اگر فعل دو قسمتی جزء افعال لازم (intransitive verbs) باشد اسم یا ضمیر بعد از حروف اضافه قرار می گیرد. برای مثال دو فعل give up, go out را در نظر بگیرید:

He had to give up football

He had to give football up

او مجبور بود فوتبال را متوقف کند.

در جمله بالا اسم بعد از حرف اضافه up قرار گرفته است.

Let’s go out in the evening

Let’s go in the evening out

بیا بعد از ظهر به بیرون برویم.

نکته مهم: زمانی که از یک ضمیر استفاده می شود حتما باید قبل از حرف اضافه بیاید. به مثال های زیر دقت کنید:

Please switch them on / Please switch on them

When I get home, I took them off / When I get home, I took off them

افعال چند قسمتی(Multi-word Verbs):

در افعال چند قسمتی، فعل دارای دو حرف اضافه است مانند “put up with”، “come across as”. تعداد این فعل ها کم است و مانند افعال جدانشدنی رفتار می کنند. به مثال زیر توجه کنید:

.It is hard for him to put up with children

این برای او سخت است که بچه ها را تحمل کند.

روش تشخیص افعال جداشدنی است از جدا نشدنی:

چگونه می‌توان فهمید یک فعل دو قسمتی جدا شدنی است یا جدا نشدنی؟

در زبان انگلیسی فعل ها به دو دسته تقسیم می شوند Intransitive و Transitive بستگی دارد فعل دو قسمتی جز کدام یک از دسته های زیر باشد:

Transitive : فعل هایی که نیاز به مفعول دارند مثل “bring” “send” “buy”

I send you an email .

.من برای شما یک ایمیل فرستادم

در جمله بالا ایمیل مفعول است.

Intransitive : فعل هایی که نیاز به مفعول ندارند. این افعال مفعولی ندارند که بین فعل و حرف اضافه قرار بگیرند مثل “swim” “come” “go”

I go to school every day.

I can swim.

در جملات بالا افعال go و swim نیاز به مفعول ندارند.

حتما بخوانید: 100 فعل پر کاربرد دو قسمتی

پر کاربرد ترین افعال دو قسمتی:

مخفف ها:

sth = something

sb = somebody

work out(تمرین کردن- حل کردن مشکل):

.I’m going to work out a solution for this problem

من قصد دارم راه حلی برای حل این مشکل پیدا کنم.

.I work out at the gym every day

من هرروز در باشگاه تمرین میکنم


.Help! I can’t work out this instructions

کمک! من نمی توانم این دستورالعمل ها را حل کنم.

get on/ along with sb (کنار امدن با کسی):

.I like Sue; we get on well

من از سو خوشم میاد. خوب با هم کنار میایم.

grow up (رشد کردن):

.When Ben grows up, he wants to be a vet

زمانی که بن بزرگ شود، او می خواهد دامپزشک شود.

find out (فهمیدن – کشف کردن):

.I must find out the times of the trains Southampton

من باید بفهمم زمان قطار هایی که به ساوتهمپتون می رود.

go out (بیرون رفتن):

.Let’s go out in the evening

بیا بعد از ظهر به بیرون برویم.

go up (بالا رفتن):

.The price of petrol will go up soon

قیمت بنزین یه زودی بالا می رود.

go on (ادامه دادن):

.You can go on and get some rest

می توانید ادامه دهید و کمی استراحت کنید.

go over (چک کردن):

.We can go over exercises tomorrow in class

ما میتوانیم تمرین ها را فردا در کلاس چک کنیم.

go back (برگشتن):

.She wants to go back to London

او می خواهد به پاریس برگردد.

carry on (ادامه دادن):

?Can we carry on the exercise

می توانیم با این تمرین ادامه دهیم؟

wake up (بیدار شدن):

.I always wake up at 7:00 a.m

او همیشه ساعت 7 صبح بیدار می شود.

try on (پرو کردن):

?Can I try this clothes on

می توانم این لباس را پرو کنم؟

break down (خراب شدن):

.My car broke down near Manchester

ماشینم نزدیک منچستر خراب شد.

Catch up (رسیدن به):

.however you try, I’ll catch up with you

هر چقدر که تلاش کنی من بهت می رسم.

Look after (مراقبت کردن):

.I took after my mother when she was ill

من مادرم زمانی که مریض بود مراقبت می کردم.

Take after sb (به کسی رفتن):

.Mike takes after his grandfather. Both of them are tall

مایک به پدربزرگش رفته. هر دو شون بلند قد هستند.

take off (فرود امدن -لباس در اوردن):

.You can take off your jacket

تو می توانی کتت را در بیاوری.

work out (ورزش کردن):

.I work out in the gym twice a week

من هفته ای دو بار در باشگاه تمرین می کنم.

show off (پز دادن):

.She only bought that expensive car to show off

او اون ماشین گران قیمت را خرید که فقط پز بده.

switch sth on (روشن کردن):

?Can you switch on the lights

می توانی برق ها را روشن کنی؟

give away (بخشیدن):

.I had a bike but I gave it away

من یک دوچرخه داشتم اما آن را به کسی دادم.

make sth up (ساختن – بهانه الکی آوردن):

.I couldn’t remember the story, so I made something up

من نمی توانستم داستان را با یاد بیاورم، بنابراین از خودم ساختم.

run out (تمام شدن – به پایان رسیدن):

.My visa runs out next week

تاریخ ویزای من هفته دیگر به پایان می رسد.

run away (فرار کردن):

.He ran away from his high school

او از مدرسه اش فرار کرد.

run into(کسی را اتفاقی ملاقات کردن):

.I ran into my old friend last week

من دوست قدیمی ام را هفته پیش تصادفی دیدم.

pass away (فوت کردن):

.My grandfather passed away last year

پدربزرگ من سال پیش فوت کرد.

pass out (از حال رفتن – بیهوش شدن):

He has passed out several times while at work

او چندین بار هنگام کار از حال رفته است.

fill in/ out (پر کردن فرم):

.You should fill out this form

شما باید این فرم را پر کنید.

dress up (لباس شیک پوشیدن):

.She dressed up for her birthday

او لباس شیکی برای تولدش پوشید.

put on (پوشیدن لباس):

.She’s putting on her dress

او دارد لباسش را میپوشد.

put out (خاموش کردن سیگار یا اتش):

.They put out the fire quickly

آنها اتش را به سرعت خاموش کردند.

put sb off (کسی را با ماشین پیاده کردن):

Put off me At the bus station

مرا در ایستگاه اتوبوس پیاده کن.

put up with (تحمل کردن- مدارا کردن):

.I don’t know why she puts up with her sister

نمیدانم او چجوری خواهرش را تحمل میکند.

pick up (جمع کردن – برداشتن تلفن – دنبال کسی رفتن با ماشین):

.I have to pick the car up this morning

من مجبورم ماشین را صبح بردارم.

.Please pick up the phone

لطفا گوشی رو بردار.

My father picks me up at my English class

پدرم مرا به کلاس زبان میرساند.

clean out/up (منظم کردن – تمیز کردن):

.Sue clean up her car every day

سو هر روز ماشینش را تمیز می کند.

.I’ve asked the children to clean out their drawer

من از بچه ها خواستم کشوهای خود را تمیز کنند.

hang on (صبر کردن):

.Hang on for a few minutes

چند ثانیه صبر کن.

hang out (اویزان کردن – گشت زدن):

.I’m hanging out on the mountains

من در حال گشت زدن روی کوه ها هستم.

hang up (گوشی را گذاشتن – آویزان کردن):

Please hang up the phone

لطفا گوشی رو بذار.

.Hang up your clothes over there

لباس هایت رو آنجا آویزان کن.

افعال دو کلمه ای مربوط به لباس:

put/have on (پوشیدن لباس):

.He’s putting on his shoes

او دارد کفش هایش را میپوشد.

take off (در آوردن لباس):

.It was hot so I had to take my coat off

هوا خیلی گرم بود بنابراین مجبور شدم کتم را در بیارم.

take in(تنگ کردن لباس):

.I’ll have to take this dress in at the waist. It’s too big

من باید دور کمر این لباس را تنگ کنم. خیلی بزرگ است.

take up(کوتاه کردن لباس):

.I want to take this pair of pants up. It’s too long

من میخوام این شلوار را کوتاه کنم. خیلی بلند است.

let out (گشاد کردن لباس):

.I’m going to have this dress let out

من قصد دارم این لباس را گشاد کنم.

hang up (آویزان کردن لباس):

. She hung up her clothes then sat down

او لباس هایش را آویزان کرد و نشست.

zip up (بستن زیپ):

.He zipped up his leather jacket

او زیپ کت چرمی اش را بست.

try on(پرو کردن لباس):

. Try on the pants before you buy them

شلوار را قبل خرید پرو کنید.

ما در لرنیش لیست افعال دو کلمه ای انگلیسی و دیکشنری افعال دو کلمه ای، کلمات پرکاربرد انگلیسی، جمله سازی با کلمات انگلیسی و هم چنین بهترین کتاب گرامر زبان انگلیسی را به شما معرفی میکنیم.

هم چنین بخوانید:

ضمایر ملکی در انگلیسی

اسامی ملکی در انگلیسی

بر چسب ها:

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.