فیلم آموزش زبان انگلیسی | یادگیری زبان | آموزش رایگان انگلیسی
اموزش لغات کتاب 504 با تلفظ و معنی فارسی | درس هفتم

اموزش لغات کتاب 504 با تلفظ و معنی فارسی | درس هفتم

درس هفتم:

یادگیری لغت یکی از مهمترین مهارت های مورد نیاز برای فراگیری هر زبانی است. کتاب 504 یکی از بهترین مراجع یادگیری لغات پرتکرار زبان است و یادگیری ان کمک زیادی به زبان اموزان در آزمون های تخصصی مانند تافل، آیلس و کنکور زبان انگلیسی و ….. می کند. در این اموزش ها لغات به همراه مترادف و متضاد قرار داده شده است.

ما در لرنیش به شما آموزش گرامر زبان انگلیسی pdf، کلمات پرکاربرد انگلیسی، جمله سازی با کلمات انگلیسی، کلمات انگلیسی با معنی فارسی با تلفظ و بهترین کتاب گرامر زبان انگلیسی معرفی می کنیم.

postpone:

معنی مترادف متضاد تلفظ
به تعویق انداختن- موکول کردن- عقب انداختن delay- defer hurry- be quick /poʊstˈpoʊn/

.Meetings have been postponed for the summer months

جلسات برای ماه های تابستان به تعویق افتاده است.

.The game was postponed as a mark of respect

بازی به عنوان یک نشان احترام به تعویق افتاد.

consent:

معنی مترادف متضاد تلفظ
موافق بودن- رضایت دادن- راضی شدن accept- agree to- allow differ- dissent /kənˈsent/

.He took the car without the owner’s consent

او ماشین را بدون رضایت صاحب ماشین گرفت.

.Her parents gave their consent to marriage

پدر و مادر او رضایت خود را به ازدواج دادند.

massive:

معنی مترادف متضاد تلفظ
خیلی بزرگ- عظیم- کلان huge- enormous vast-hurry- be quick /ˈmæs.ɪv/

.The ball is massive, weighing over 40 tones

این خیلی بزرگ است، وزن آن بیش از 40 تن است.

.You lose a massive amount of money on each new unit of production

شما مبلغ عظیمی پول را برای هر واحد تولیدی جدید از دست می دهید.

.My phone bill was massive last month

قبض تلفن من در ماه گذشته هنگفت بود.

capsule:

معنی مترادف متضاد تلفظ
کپسول- پوشش- جعبه کوچک tab- pill _____ /ˈkæp.səl/

.The capsule also contained numerous documents and letters

این کپسول شامل اسناد و نامه های متعددی بود.

.The small capsule contained notes the spy had written after the meeting

کپسول حاوی یادداشت هایی بود که جاسوس بعد از جلسه نوشته بود.

preserve:

معنی مترادف متضاد تلفظ
حفظ کردن- نگه داشتن maintain- keep- protect ______ /prɪˈzɜːrv/

.We must preserve our existing woodlands

ما باید زمین های جنگلی موجود خود را حفظ کنیم.

.Black olives preserve in brine

زیتونهای سیاه در آب نمک نگهداری می شوند.

denounce:

معنی مترادف متضاد تلفظ
محکوم کردن- متهم کردن censure- condemn _____ /dɪˈnaʊns/

.She denounced her friend to the police

او دوستش را به پلیس محكوم كرد.


.Some people denounce the government for probing into their private lives

برخی از افراد، دولت را بخاطر کنکاش در زندگی خصوصیشان، محکوم میکنند.

unique:

معنی مترادف متضاد تلفظ
منحصر به فرد- تک- بی مانند- بی نظیر special- particular- individual  general- common- usual /juːˈniːk/

.It is a unique opportunity to improve the lives of millions of poor people around the world

این یک فرصت بی نظیر برای بهبود زندگی میلیون ها انسان فقیر در سراسر جهان است.

.All apartments are individually designed to give a unique look to each property

تمام آپارتمان ها به صورت جداگانه طراحی شده اند تا به هر ملک جلوه منحصر به فردی ارائه دهند.

.He used her skills as a graphic artist to create unusual images to give each a unique look

او از مهارت های خود به عنوان گرافیست برای خلق تصاویر غیرمعمول استفاده کرد تا جلوه ای بی نظیر به هر یک بدهد.

.Each person’s fingerprints are unique

اثر انگشت هر شخص خاص است.

torrent:

معنی مترادف متضاد تلفظ
سیلاب – طغیان اب flood- deluge  ______ /ˈtɔːr.ənt/

.The rain came down in torrents

باران به صورت سیلاب در حال باریدن بود.

.After five days of heavy rain the Telle river was a raging torrent

پس از پنج روز باران شدید ، در رودخانه Telle یک سیلاب شدید بود.

.In the debate, a torrent of questions was asked

در مناظره، سیلی از سوالات پرسیده شد.

resent:

معنی مترادف متضاد تلفظ
رنجیدن- دلخور شدن- ناراحت شدن begrudge _______ /rɪˈzent/

.I resented having to work such long hours

من از داشتن ساعات طولانی کار ناراضی بودم.

.He resented the fact that Carol didn’t trust him

او از این واقعیت که کارول به او اعتماد نکرد دلخور بود.


molest:

معنی مترادف متضاد تلفظ
اسیب رساندن- اذیت کردن- مزاحم شدن rape- harass _______ /məˈlest/

.Lifeguards warned the man not to molest any of the swimmers

ناجیان غریق به آن مرد هشدار دادند تا مزاحم هیچ یک از شناگران نشود.

.The army was warned not to molest the citizens in any manner

به ارتش هشدار داده شد كه شهروندان را به هیچ وجه مورد آزار و اذیت قرار ندهد.

gloomy:

معنی مترادف متضاد تلفظ
دلگیر- غم انگیز- تیره unhappy- depressing- sad _____ /ˈɡluː.mi/

.He couldn’t understand why he was feeling so gloomy today

او نتوانست درک کند که چرا امروز احساس غم و اندوه می کند.

.It was a gloomy room with one small window

ان یک اتاق دلگیر با یک پنجره کوچک بود.

unforeseen:

معنی مترادف متضاد تلفظ
پیش بینی نشده- غیر مترقبه unpredicted- unexpected  predicted- expected- foreseen /ˌʌn.fɔːrˈsiːn/

.Due to unforeseen circumstances the play has been cancelled

به دلیل شرایط پیش بینی نشده بازی لغو شده است.

.We had some unforeseen problems with the new engine

مشکلات پیش بینی نشده ای با موتور جدید داشتیم.

مطالب مرتبط:

اموزش لغات 504 درس ششم

اموزش لغات 504 درس پنجم

اموزش لغات 504 درس چهارم

بر چسب ها:

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.