فیلم آموزش زبان انگلیسی | یادگیری زبان | آموزش رایگان انگلیسی
داستان های کوتاه انگلیسی | داستان چهارم

داستان های کوتاه انگلیسی | داستان چهارم

.One of Harry’s feet was bigger than other

.I can never find boots and shoes for my feet, he said to his friend Dick

Why don’t you go to a shoemaker? Dick said. A good one can make you the right shoes.

.I’ve never been to a shoemaker, Harry said. Aren’t they very expensive

“No, Dick said, some of them aren’t. There’s a good one in our village and he’s quite cheap

.Here’s his address. He wrote something on a piece of paper and gave it to Harry

.Harry went to the shoemaker in Dick’s village a few days later and the shoemaker made him some shoes

.Harry went to a shop again a week later and looked at the shoes

Then he said to the shoemaker angrily, ” you are silly man! I said make one bigger than the other but you’ve made one smaller than the other” !!!!

یکی از پاهای هری بزرگتر از پای دیگرش بود.

او به دوستش دیگ گفت” من هیچ وقت نمی توانم کفش و چکمه برای پاهایم پیدا کنم.

دیک گفت” چرا پیش یک کفاش نمی روی؟ یه کفاش خوب می تواند کفش های خوبی برایت درست کند.”

هری گفت” من تا حالا هیچ وقت پیش کفاش نرفتم. گران نیستند؟

دیک گفت ” نه بعضی از آنها گران نیستند. یه کفاش خوب در روستای ما هست و نسبتا ارزان است.

این ادرسش است. او روی کاغذ چیزی نوشت و به هری داد.

هری بعد از چند روز به روستای دیک رفت و کفاش برای او کفش هایی ساخت.

هری هفته بعد دوباره به مغازه رفت و کفش ها را نگاه کرد.

سپس با عصبانیت به کفاش گفت ” تو مرد احمقی هستی ! من به تو گفتم یک کفش را بزرگتر از کفش دیگری بساز اما تو یکی را کوچکتر از کفش دیگر ساختی” !!!!

ما در لرنیش داستان کوتاه انگلیسی ساده با ترجمه، داستان کوتاه انگلیسی سطح متوسط ، آموزش گرامر انگلیسی pdf ، لغات پرکاربرد زبان انگلیسی را به شما معرفی میکنیم.

داستان های مفید برای مطالعه:

داستان کوتاه انگلیسی اول

داستان کوتاه انگلیسی دوم

داستان کوتاه انگلیسی سوم

بر چسب ها:

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.