فیلم آموزش زبان انگلیسی | یادگیری زبان | آموزش رایگان انگلیسی
داستان کوتاه انگلیسی | داستان پانزدهم

داستان کوتاه انگلیسی | داستان پانزدهم

Mrs Green was eighty and she had a small car and she always drove to the shop in it on Saturday and bought food.

She didn’t drive fast because she was old but she drove well and never hit anything.

Sometimes her grandchildren said to her : ” Please don’t drive your car, Grandmother. We can take you to the shop.

But she always said: ” No, I like driving. I’ve driven for fifty years and I’m not going to stop now.

Last Saturday she stopped her car at some traffic-lights because they were red and then it did not start again.

The lights were green ,then yellow, then red, then green again but her car did not start

She said: ” What am I going to do now? “

but then a policeman came and said to her kindly ” Good morning. Don’t you like any of our colours today? “

خانم گرین هشتاد ساله بود و یک ماشین کوچک داشت او همیشه شنبه ها با ماشین به مغازه می رفت و غذا می خرید.

او چون مسن بود تند رانندگی نمی کرد اما رانندگی اش خوب بود و هیچ وقت به چیزی نمی زد.

گاهی اوقات نوه هایش به او می گفتند: ” رانندگی نکن، مادربزرگ. ما تو را به مغازه می رسانیم.”

اما او همیشه می گفت: ” من رانندگی کردن را دوست دارم و پنجاه سال است که دارم رانندگی می کنم. و الان قصد ندارم ان را متوقف کنم.

یکشنبه گذشته پشت چند تا چراغ قرمز توقف کرد چون چراغ قرمز بود و دوباره ماشینش روشن نشد.

چراغ ها سبز بودند سپس زرد و قرمز ودوباره سبز اما ماشینش روشن نشد.

او گفت: ” الان چیکار باید بکنم؟ “

سپس یک پلیس امد و با مهربانی به او گفت: ” صبح بخیر. امروز هیچ کدام از رنگ های ما را دوست ندارید؟ ”

لرنیش در سر فصل های اموزشی خود به شما آموزش زبان انگلیسی از مبتدی تا پیشرفتهو اموزش مكالمه انگليسي، انواع قید در زبان انگلیسی pdf، جدول ضمایر انگلیسی با معنی و همچنین جایگاه اسم و صفت و قید در زبان انگلیسی را معرفی میکند.

مطالب مفید:

داستان انگلیسی چهاردهم

داستان انگلیسی سیزدهم

جملات شرطی در زبان انگلیسی

افعال حرکتی و حالتی در زبان انگلیسی

برچسب ها:

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.