فیلم آموزش زبان انگلیسی | یادگیری زبان | آموزش رایگان انگلیسی
کلمات هم نشین در زبان انگلیسی | لیست کلمات هم نشین | لرنیش

کلمات هم نشین در زبان انگلیسی | لیست کلمات هم نشین | لرنیش

collocation در زبان انگلیسی:

در زبان انگلیسی کالوکشن ها کلماتی هستند که از دو یا چند کلمه تشکیل می شوند و با یکدیگر به کار می روند. یادگیری کالوکشن ها مهم ترین بخش یادگیری یک زبان است. این كلمات و تركيبات بيشتر توسط كساني كه زبان مادري آنها انگليسي است (Native Speakers) استفاده مي‌شوند. برای مثال کلمه high و tall را در نظر بگیرید. مثلا اگر بخواهید بگویید کوه بلند چی می گویید؟ tall mountain یا high mountain ؟ انگلیسی زبان ها به کوه بلند high mountain می گویند نه tall mountain یا یک مثال ساده تر برای گفتن یک صبحانه سریع چی میگید؟ quick breakfast یا fast breakfast؟ انگلیسی زبان ها در زبان مادری خود به صبحانه سریع fast breakfast می گویند. در واقع کلمه breakfast با fast هم نشین است نه با quick.

فواید یادگیری collocation ها:

افزایش دامنه لغات (vocabulary)

افزایش مهارت ( writing و speaking)

یادگیری راحتتر کلمات و عبارات

کمک به صحبت کردن طبیعی تر و روان تر

نحوه یادگیری collocation ها:

برای یادگیری کالوکشن ها هر کلمه را که یاد میگرید حروف اضافه ای که در کنار این کلمات به کار می رود را نیز استخراج کنید و در کنار این کلمات در صحبت های خود استفاده کنید. برای این کار استفاده از یک دیکشنری خوب خیلی مهم است.

لرنیش در سر فصل های اموزشی خود به شما آموزش گرامر زبان انگلیسی pdf و اموزش مکالمه انگلیسی، صفت مفعولی در انگلیسی، پرکاربردترین افعال انگلیسی و همچنین ترتیب قیدها در انگلیسی را معرفی میکند.

کلمات هم نشین با have:

شنا کردن have a swim تعطیلات رفتن have a holiday
ناهار خوردن have lunch کنفرانس داشتن have a lecture
استراحت کردن have a break خواب دیدن have a dream
دوش گرفتن have a shower مهمانی گرفتن have a party
استراحت کردن have a rest پرواز داشتن have a flight
جلسه داشتن have a meeting صحبت کردن have talk
صحبت کردن have a discussion خوش گذراندن have fun
بچه دار شدن have a baby غذا خوردن have a meal
نوشیدن چیزی have a drink اصلاح کردن have a haircut
مشکل داشتن have a problem اوقات خوبی داشتن have a good time

کلمات هم نشین با go:

رفتن به خانه go home جلسه رفتن go meeting
اروپا رفتن go Europe شمال رفتن go north
دکتر رفتن go doctor’s تعطیلات رفتن go holiday
استراحت کردن go a rest ساحل رفتن go beach
فرودگاه رفتن go airport به مرکز شهر رفتن go downtown
پیاده روی کردن go a walk دانشگاه رفتن go college
کنسرت رفتن go concert دریاچه رفتن go lake
رفتن به کنفرانس go conference زندان رفتن go prison
دانشگاه رفتن go university رستوران رفتن go a meal
ساکت شدن go quiet تاریک شدن go dark
کور شدن go blind دیوانه شدن go crazy

کلمات هم نشین با keep:

در ذهن نگه داشتن keep in mind در تماس بودن keep in touch
امتیاز  گرفتن keep score نگهداری حیوانات keep animals
خاطره نوشتن keep a diary در امان بودن keep safe
هماهنگ بودن keep pace سر قول ماندن keep a promise
راز نگه داشتن keep a secret جای کسی را گرفتن keep someone’s place
شغل را ادامه دادن keep your job پرهیز کردن keep away
ساکت ماندن keep quiet ارام شدن keep calm

کلمات هم نشین با make:

خرابکاری کردن make a mess صبحانه درست کردن make breakfast
ارزو کردن make a wish روشن کردن- واضح کردن make clear
پیشرفت کردن make progress انتخاب کردن make a choice
پول در اوردن make money شام درست کردن make dinner
سر و صدا کردن make a noise تصمیم گرفتن make a decision
تلاش کردن make an effort پیشنهاد دادن make an offer
دردسر درست کردن make trouble اشتباه کردن make a mistake
پرداخت کردن make payment ناهار درست کردن make lunch
جا باز کردن make room عشق ورزیدن make love
قرار گذاشتن
make an appointment
مرتب کردن تخت
make bed

کلمات هم نشین با play:

هاکی بازی کردن play hockey فوتبال بازی کردن play football
دوباره بازی کردن play again هندبال بازی کردن play squash
کریکت بازی کردن play cricket کارت بازی کردن play card
گلف بازی کردن play golf بازی در کنار play along
تنیس بازی کردن play tennis بازی کردن play game
خوب بازی کردن play well شطرنج بازی کردن play chess
اسنوکر بازی کردن play snooker موسیقی پخش کردن play music
زمان بازی play time راگبی بازی کردن play rugby

کلمات هم نشین با break:

سر صحبت را باز کردن break the ice شکستن شیشه break a window
شکستن قوانین break the rules شکستن قانون break a law
شکستن قول break a promise ارزوی موفقیت break a leg
 خبر بد به کسی دادن break the news کات کردن break up
رها شدن break free ترک کردن عادت break a habit
    شکستن استخوان break a bone

کلمات هم نشین با tell:

گفتن ساعت tell the time نامتان را بگویید tell your name
گفتن تفاوت tell the difference داستان گفتن tell a story
گفتن راز tell a secret جوک گفتن tell a joke
گفتن حقیقت tell the truth دروغ گفتن tell a lie
شماره تلفن را گفتن
tell your phone number
ادرس را گفتن
tell the address

کلمات هم نشین با come:

اماده شدن come prepared کنار امدن با چیزی come up with
کم اهمیت بودن come second اول امدن come first
رک بودن come direct به موقع امدن come on time
نزدیک شدن come close دیر کردن come late
تحت حمله بودن come under attack اخر امدن come last
ناگهانی ظاهر شدن come into view به نتیجه رسیدن come to an end
به توافق رسیدن come to an agreement برگشت به زندگی come to life

کلمات هم نشین با grow:

پرورش دادن درخت grow a tree
رشد کردن مو grow a hair
پرورش دادن میوه grow fruit
پرورش دادن گندم grow wheat
بزرگ شدن grow up
اهسته رشد کردن grow slowly
سریع رشد کردن grow quickly
پرورش دادن سبزیجات grow vegetables

کلمات هم نشین با do:

امتحان دادن do the exam تمام تلاش خود را کردن do the best
ورزش کردن do sport اشپزی کردن do the cooking
تمرین انجام دادن do exercises ظرف شستن do the dishes
نقاشی کشیدن do a drawing تکلیف انجام دادن do homework
کاری نکردن do nothing سرچ کردن do research
خسارت زدن do damage کار کردن do work
خرید کردن do the shopping به کسی لطف کردن do a favour

کلمات هم نشین با save:

 زندگی کسی را نجات دادن
save someone’s life پول پس انداز کردن save money
 محیط زیست را حفظ کردن save the environment نجات جان ها save lives
 در زمان صرفه جویی کردن save time انرژی ذخیره کردن save energy
چیزی ذخیره  کردن save something  در مصرف برق صرف جویی کردن save electricity

کلمات هم نشین با get:

 نامه دریافت کردن get a letter اجازه گرفتن get permission
گرسنه شدن get hungry جداشدن get divorced
نگران شدن get worried گم شدن get lost
اماده شدن برای get ready for فرصت به دست اوردن get a chance
 تماس را دریافت کردن get a call دور هم جمع شدن get together
ازدواج کردن get married به خانه رسیدن get home
خوابیدن get to sleep ناراحت شدن get upset
پیام را دریافت کردن get the message شغل پیدا کردن get a job
عصبانی شدن get angry حامله شدن get pregnant
بهتر شدن
get better
خسته شدن
get tired

کلمات هم نشین با take:

امتحان دادن take an exam دوش گرفتن take a shower
مراقبت کردن take care شرکت کردن take part
جدا کردن take it apart شانس حود را امتخان کردن take a chance
زمان بردن take time به تعطیلات رفتن take a vacation
تاکسی گرفتن take a taxi عکس گرفتن take a picture
دارو خوردن take medicine یادداشت کردن take note
تصمیم گرفتن take decision مشاوره گرفتن take advice
نشستن take a seat ریسک کردن take a risk

کلمات هم نشین با lose:

راه را گم کردن lose the way بازی را باختن lose a game
از دست دادن اعضای خانواده lose family member شرط را باختن lose a bet
از دست دادن چیزی lose something مسابقه را باختن lose a match

کلمات هم نشین با pay:

قبض پرداخت کردن pay a bill توجه کردن pay attention
هزینه دادن pay the price بازدید کردن pay a visit
سخاوتمندانه خرج کردن pay handsomely پرداخت نقدی pay cash
علاقه نشان دادن pay interest هوای کسی را داشتن pay someone back

کلمات هم نشین با catch:

توپ گرفتن catch a ball لرزیدن catch a chill
قطار گرفتن catch a train سرما خوردن catch a cold
توجه کس را جلب کردن catch someone’s attention دزد گرفتن catch a thief
بعدا می بینمت catch you later اتوبوس گرفتن catch a bus
چشم کسی را گرفتن catch someone’ eyes نفس کشیدن catch your breath
نگاه انداختن catch sight of اتش گرفتن catch on fire

مطالب مفید برای مطالعه:

سوالات تاکیدی در زبان انگلیسی

جایگاه صفت در زبان انگلیسی

زمان گذشته کامل استمراری

کاربرد حروف اضافه in on at

بر چسب ها:

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.