فیلم آموزش زبان انگلیسی | یادگیری زبان | آموزش رایگان انگلیسی
100 فعل پر کاربرد دو قسمتی در زبان انگلیسی

100 فعل پر کاربرد دو قسمتی در زبان انگلیسی

همان‌طور که می‌دانید واژه phrase در زبان انگلیسی به معنی گروهی از واژه‌ها است. معمولا از یک فعل اصلی به همراه یک یا دو Particle (حرف اضافه یا قید) ساخته می‌شوند ولی در معنی تفاوت زیادی با فعل اصلی دارند. به این گونه فعل ها افعال مرکب یا افعال چند بخشی (Phrasal Verbs) می گویند. در ادامه به معرفی افعال دو قسمتی در انگلیسی با معنی فارسی pdf و فعل های دو قسمتی در زبان انگلیسی می می پردازیم.

حتما بخوانید: افعال دو قسمتی در زبان انگلیسی

در جدول زیر لیستی از 100 فعل دو قسمتی پر کاربرد برای شما آماده کردیم:

فعل دو قسمتی
معنی
go on  ادامه دادن
go down پایین اومدن
go up  بالا رفتن
go over
چک کردن
give up  شکست خوردن یا نا امید شدن
give back = bring back
برگرداندن چیزی
give sth out  خش کردن
give sth away  بخشیدن
get up
بیدار شدن
get away with sth
از چیزی قسر در رفتن
get along with sb  کنار اومدن با کسی
get in = get into  وارد وسیله نقلیه شدن
get out پیاده شدن از وسیله نقلیه
get over sth بهبود یافتن یا پشت سر گذاشتن
get on with sb  کنار اومدن با کسی
get through sth 
کامل کردن
get back
برگشتن
pick sth up
برداشتن کسی از جایی یا بلند کردن
have on  لباس پوشیدن
turn on  روشن کردن
turn off  خاموش کردن
turn up  زیاد کردن
turn down
کم کردن
take out  بیرون بردن
take after  به کسی شبیه بودن
take over  کنترل چیزی را به دست گرفتن
take off  در اوردن لباس – بلند شدن هواپیما از زمین
take up
کوتاه کردن لباس
take in
تنگ کردن لباس
take care of sb  = care for sb مراقبت از کسی
turn down  کم کردن
put away  چیزی رو سر جای خود گذاشتن
put sth back  برگرداندن
put sth out
خاموش کردن
put sth on  لباس پوشیدن
put sth down 
گذاشتن
look for جستجو کردن
look out  مراقب بودن
look up  جستجو کردن یا به دنبال چیزی گشتن
look after مراقبت کردن
look into
بررسی کردن
hang up  تلفن را قطع کردن
hang out  اویزان کردن لباس – گشتن
hang on  صبر کردن
hand sth out
پخش کردن
hand in
 جمع کردن
throw out  دور ریختن
throw away  دور ریختن
throw up  استفراغ کردن
fill in  پر کردن
  fill out  پر کردن
call in  دعوت کردن
call off لغو کردن
call on  ملاقت کردن
call up  تماس گرفتن
call back  دوباره تماس گرفتن با کسی
clean out  سازمان دادن – نظم دادن
clean up  تمیز کردن
check in  اطلاعات ثبت کردن
check out  تحقیق کردن
check into تحقیق کردن
carry on
ادامه دادن
pass out  بیهوش شدن
pass away مردن
show up  مطرح شدن
show off پز دادن
try on  پرو کردن لباس
grow up  بزرگ شدن
watch out مراقب بودن
cut out  متوقف کردن کاری
wipe off  تمیز کردن – درخشان کردن
drop off  به خواب رفتن – پیاده کردن کسی
fed up with  تحمل کردن
work sth out
ورزش کردن – پیدا کردن جواب
leave sth out  رها کردن یا بی خیال شدن
make sth up  بهانه الکی اوردن
switch sth on  روشن کردن
  switch sth off  خاموش کردن
run out  تمام کردن
run into
تصادفی کسی را ملاقات کردن
find out  فهمیدن یا پیدا کردن
come across  اتفاقی ملاقت کردن
cross out
خط زدن
come along
همراه کسی رفتن یا آمدن
stand up  بلند شدن یا ایستادن
let out  گشاد کردن لباس
wake up  بیدار شدن
zip up  گشاد کردن لباس
come round  هوشیار شدن
  put up with تحمل کردن
  pick up
تلفن را برداشتن
break down
خراب شدن
break up
از یکدیگر جدا شدن
break out
فرار کردن
bring up
بزرگ کردن
get together
دور هم جمع شدن
bring sth up چیزی را مطرح کردن
catch up
رسیدن به
clean up
کمک کردن
cut off
قطع کردن
dress up
لباس شیک پوشیدن
warm up
گرم کردن

 

something : مخفف sth

somebody : مخفف sb

مطالب پر بازدید:

ماضی نقلی ( حال کامل) در انگلیسی

صفات تفضیلی و عالی در انگلیسی

افعال دو مفعولی در انگلیسی

مترادف ها و متضاد های انگلیسی

بر چسب ها:

7 Comments

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.